۲-۱-متغیر اول پژوهش: ابزارهای بازاریابی سبز
۲-۱-۱- انواع بازاریابی
۲-۱-۱-۱- بازاریابی جهانی (حرکت از بازاریابی محلی به بازاریابی جهانی)
در ادبیات بازاریابی بین الملل، اصطلاح بازاریابی جهانی به دو مفهوم به کار برده شده است. اولین جنبه از منظر میزان تمرکز شرکتها و درگیری آن ها در فعالیتهای خارجی است. کیکان[۱۸]، ادعا دارد که اولین بار این اصطلاح را در عنوان کتاب خود به کاربرده است. او بازاریابی جهانی را فرایند تمرکز منابع و اهداف یک سازمان بر فرصتهای بازار جهانی تعریف میکند که هدف طراحی فعالیتهای بازاریابی برای شرکتهای جهانی است. در تقسیم بندی که او به کار میبرد مرحله جهانی شدن را مرحلهای پس از چند ملیتی شدن قرار میدهد. از این منظر استراتژیهای بازاریابی جهانی را میتوان بر مبنای اختلافات یا شباهتهای میان کشورها به صورت یکپارچه و یا به صورت محلی انجام داد (کیگان[۱۹]، ۱۹۹۹).
در مفهوم دوم اصطلاح بازاریابی جهانی حالتی را تداعی میکند که شرکت اختلافات میان ملتها را نادیده انگاشته و استراتژی بازاریابی خود پیرامون جهان را به صورت استاندارد، متمرکز و یکپارچه انجام میدهد. در این حالت محصولات، علائم تجاری و یا شیوه های تبلیغات و سایر فعالیتها به صورت هماهنگ و یکسان انجام میگیرد. عواملی که از دیدگاه بازاریابی جهانی حمایت میکند عبارتند از عوامل طرف تقاضا یا همگرایی مصرف کنندگان در سراسر جهان و عوامل طرف عرضه یا کارایی جهانی.
نقطه آغاز این دیدگاه توسط بازل مطرح شد. او پیشبینی کرد که به دلایلی چون صرفهجوییهای هزینهای، همگرایی مصرف کنندگان، انتقال ایدهها و توسعۀ برنامه ریزی و کنترل. استاندارد شدن افزایش خواهد یافت. البته او در این راستا به عوامل محدودکنندهای چون اختلاف بازار و خصوصیات صنعت، محدودیتهای قانونی و سازمانی داخل شرکتهای بزرگ هم اشاره کرد (بحرینی زاده، ۱۳۸۰).
۲-۱-۱-۲-بازاریابی یک به یک: حرکت از بازاریابی انبوه به بازاریابی انفرادی
بازاریابی یک به یک مفهومیجدید نیست. بلکه آن مفهومی قدیمی است که با ابزارهای جدید فناوری اطلاعات و توسعه “وب سایتها” شکل جدیدی به خود گرفته است. در اقتصادهای جدید، بازاریابی به صورت اساسی تغییر کرده است یعنی فلسفه بازاریابی از پیدا کردن مشتری برای محصول (فلسفه فروش)، به پیدا کردن محصول برای مشتریان (فلسفه بازاریابی) تغییر کرده است. بنابرین در راستای فلسفه بازاریابی، مشتری محور فعالیتهای بازاریابی قرار می گیرد. فناوری دیجیتالی شرکتها را قادر کرده است تا هر مصرفکنندهای را به صورت اختصاصی در کانون توجه خود قرار دهند و از شیوه بازاریابی سنتی یک به خیلی به بازاریابی یک به یک تغییر مسیر دهند. شرکتهایی که این شیوه را دنبال میکنند، اطلاعاتی را درباره مشتریان به دست میآورند و مستقیما روابطی با آن ها برقرار میکنند. تحویل در زمان واقعی، سرعت، ادغام زنجیره ارزشی و… شرکتها را قادر میسازد تا شیوه های بازاریابی یک به یک را تمرین کنند. کسب و کارهای کوچک بهترین موقعیت را برای اجرای این نوع بازاریابی دارند (کاتلر[۲۰]، ۱۹۹۹).
از این منظر ادعا می شود که ما وارد بازاریابی فرد محور شدهایم. این دیدگاه از پارادایم پست مدرنی است متاثر شده است. از دو دهه پیش پارادایم پست مدرنی است مفهومی شده است که باید با آن دست و پنجه نرم کرد و بنابرین چنین نقطه نظرات متضادی نمیتواند توسط پژوهشگران و کارگزاران بازاریابی نفی شود. در پارادایم پست مدرنی است تمام اختلافات و ناهمگونیها، عدم قطعیت و جزئی نگری محفوظ نگه داشته می شود. در واقع در این پارادایم نسبت به پارادایمهای جهان مشمول و کلی بی اعتمادی به وجود می آید. در واقع پست مدرنی است پیشرفت نهایی در جهت فرد محوری و انبوه زدایی است و شاهد ظهور سازمانهای قبیلهگرای جدید هستیم.
همراه با پارادایم پست مدرن، دوره جدیدی از مصرف آغاز می شود که میتواند به صورت شش روند مهم شناسایی گردد.
– دیگر ممکن نیست که بتوان به سادگی افراد را به بخشهای ثابت از مصرف کنندگان تقسیم کرد. بلکه هر یک از این افراد قسمتی از یک سیستم زودگذر و پیچیده قبیلهای هستند.
– دیگر نمیتوان افراد را به عنوان مصرف کنندگان با ابعاد محدود در نظر گرفت. بلکه حالا هر یک از آن ها خود می توانند به سادگی در یک روز سبک زندگی مختلفی را انجام دهند.
– دیگر نیازهای ابزاری نیست که به مصرف جهت دهد بلکه این آمال و آرزوها است که به مصرف جهت می دهد و این موضوع با تحقیقات سنتی بازار مشکل پیدا می کند.
– ویژگیهای فناورانه و کارکردی محصول و خدمت با ویژگیهای فرهنگی و زیبایی شناختی همتراز میگردد.
– به جای جایگزین کردن محصولات نو با کهنه، به دامنه وسیعی از محصولات متنوع نیاز است.
– دیگر کاوشهای بازاریابی به سمت تعیین جهت مصرف نیست بلکه در جهت شناسایی اصل و اساس مصرف است.
بازاریابی یک به یک بر اساس دو مکتب فکری عمده پایه ریزی شده است که چالشهایی را در زمینه فرد محوری در مصرف مطرح ساختهاند: اول رهیافت بازاریابی رابطهای یا بازاریابی شبکهای که اساسا برگرفته از بازاریابی خدمات و بازاریابی صنعتی است.
دوم: بازاریابی پایگاه داده یا بازاریابی فردی که از بازاریابی مستقیم ناشی شده است.
سوم: بازاریابی سفارشی (بحرینی زاده، ۱۳۸۰).
۲-۱-۱-۳- بازاریابی رابطه مند
بازاریابی رابطه مند، مجموعه فعالیتهایی است که هدف از آن ها، ایجاد پیوندهای بلند مدت و سودمند میان یک سازمان و مشتریانش برای تأمین مزیت متقابل برای طرفین است. شکلگیری تفکر بازاریابی رابطهمند در سازمان، موجب ایجاد نگرشی متفاوت از بازاریابی سنتی در مورد رابطه فروشنده- خریدار خواهد شد. امروزه توجه به مشتری به عنوان پایه و اساس موفقیت بازاریابی مطرح شده است. بازاریابی رابطه مند به عنوان ساختمان چند بعدی اجزایی دارد که مدیران در توجه به آنها انتظارات و خواسته های مشتریان را فعالانه مدیریت می کنند، به گونهای که سازمان را قادر میسازد تا این توقعات را برآورده کند یا فراتر از آن ها عمل کند (ﻻﻭﻻﻙ ﻭ ﺭﺍﻳﺖ، ۱۳۸۵).
۲-۱-۱-۳-۱- اجزای بازاریابی رابطه مند
۱- اعتماد[۲۱]: اعتماد به عنوان تمایل به تکیه بر شریک مبادله که مورد اطمینان است، تعریف شده است. اعتماد، بعدی از روابط تجاری در نظر گرفته می شود که تعیین کننده سطحی است که در آن هر یک از طرفین احساس می کنند که می توانند به درستی به وعدههای طرف مقابل اعتماد کنند و این زمانی شکل میگیرد که ارزشهای دریافت شده با تعهدات برابری داشته باشند. اعتماد با اجزای دیگر پیوند خورده است که نتیجه آن، به وجود آمدن همکاری، ارتباطات و چانهزنی است. واضح است که هر چه سطح اعتماد بین مشتری و عرضه کننده بالاتر باشد، احتمال ایجاد رابطه بلند مدت یا متوالی بیشتر است عدم صداقت و وانمود کردن به همبستگی و همدلی، باعث از بین رفتن اعتماد خواهد شد که در این صورت، شرط لازم برای بقای رابطه بلند مدت با مشتری وجود نخواهد داشت.