شعبه مقدماتی تحت نظارت یک قاضی است (ماده ۹۱ اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق، قاعده ۷۴)، در دیوان کیفری بینالمللی شعبه مقدماتی باید اتهامات را تأیید کند که «تأیید اتهامات» نامیده میشود (ماده ۱۶ اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی)؛ در الی که «کیفرخواست» میتواند بدون حضور متهم تأیید شود و دادستان میتواند حتی بهموجب قاعده ۱۶ رسیدگی غیابی نماید، علیالاصول، اتهامات در صورتی تأیید میشود که متهم حضورداشته باشد ماده ۱۶(۱) بخش دوم اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی. همان گونه که ملاحظه میشود، جلسه تأیید اتهامات از هر دو طرف موردحمایت کلی واقعشده است، و در واقع، آن را هم در شیوه ترافعی و هم تفتیشی میتوان یافت: آنگونه که حقوق دانان کامن لا معتقدند میتوان آن را به عنوان فیلتری دانست برای حصول اطمینان از اینکه تنها در پرونده های واقعاً مهم محاکمه برگزار میشود یا-همان گونه که حقوق دانان نوشته، بهویژه، فرانسوی که آن را ابداع کردهاند معتقدند آن را به عنوان یک مرحله مقدماتی طولانیتر به منظور تأیید یا ارزیابی اتهامات و برای جلوگیری از اتلاف وقت که صرف اختلافات مربوط به افشا ادله در مرحله محاکمه میشود، دانست.[۵۶]
در این مورد، میتوان آن را با روش فرانسوی در مورد جرایم در مقابل شعبه (Chamber d accuation) یا چنانچه در اصلاحات اخیر قانون آیین دادرسی کیفری آمده است در مقابل شعبه تحقیقات جنایی (Chamber de I instruction criminelle) ماده ۰۳۲-۱۹۱ قانون آیین دادرسی کیفری مقایسه کرد. درهرصورت، در دسامبر ۱۹۹۸ یک روش «فیلتر» مانند در دیوانهای موقت در را رابطه با کنفرانسهای مقدماتی و پیش از دفاع مطرح شد (قواعد ۳۷ و ۳۷ مکرر دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق)، که قبلاً هم بهموجب کنفرانسهای وضعیت وجود داشت (قاعده ۵۶ مکرر دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق). پیشبینی قاضی مقدماتی (قاعده ۵۶ دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق)، دخالت قضایی در مرحله قضایی در مرحله مقدماتی بر اساس مدل حقوق نوشته را تقویت میکند، هرچند این قاضی تنها هماهنگ کننده است و وظیفه تحقیقاتی ندارد.
تعارض دیگر بین نظام حقوق کامن لا و نوشته به بیان اتهامات از سوی دادستان اشاره دارد. با اینکه آرای بسیاری از دیوانهای موقت در مورد کل کیفرخواست (ماده ۸۱(۴) اساسنامه دیوان یوگسلاوی سابق، قاعده ۷۴) شرح دقیق وقایع و طبقهبندی قانونی جرایمی را که به متهم منتسب هستند، لازم میدانند ولیکن کاملاً روشن نیست که آیا اتهامات در مرحله تعقیب تأثیر الزامآوری بر رسیدگیهای بعدی دارند یا خیر. در کل، روشن است که بعد از تأیید اتهامات هر گونه اصلاحاتی نیازمند مجوز میباشد. در پرونده دادستان علیه (Kunara C and Kouok)، تصمیم مربوط به نحوه تنظیم کیفرخواست، در ۱ نوامبر ۱۹۹۹ (IT-96-23-PT)، بند ۶ آمده است: «کیفرخواست باید ماهیت مسئولیت انتسابی، شیوه ارتکاب جرم از سوی متهم وقایعی که باعث مسئولیت او شده است را روشن کند. کیفرخواست همچنین باید مکان و زمان ارتکاب جرایم و اشخاصی که در آن ها دخالت داشتهاند را مشخص کند».[۵۷]
از طرف دیگر، اگر چنین اجازهای صادر شود، اصلاح واقعی وظیفه دادستان است. در پرونده کاپرسیچ (Kuperskic)، یک شعبه بدوی اجازه اصلاح کیفرخواست را تنها در رابطه با جرایم خفیفتر یا رد اتهامات صادر کرد؛ راجع به جرایم شدیدتر یا مختلف، شعبه بدوی باید دادستان را برای اصلاح کیفرخواست دعوت کند.
در مورد دیوان کیفری بینالمللی، مطابق ماده ۴۷(۲) بند ۲ اساسنامه، رأی دیوان باید بر اساس واقعیات و اوضاعواحوال بیانشده در اتهامات و اصلاحات مربوط به آن باشد؛ بههر حال، روشن نیست که این اتهامات، هنوز همان گونه که دادستان آن ها را طراحی کردهاست، اتهامات اصلی باشند؛ یا اینکه شعبه مقدماتی در جلسه تأیید اتهامات حق دارد آن ها را راسا اصلاح کند یا خیر. رویکرد اول، مورد تأیید کامن لا است، زیرا در نظام کامن لا، دادگاه حق تغییر طبقهبندی را که دادستان از اتهامات ارائه کردهاست، ندارد. رویکرد دوم، بهحق نوشته شبیهتر است؛ زیرا دیوان نه تنها حق تأیید یا رد اتهامات را دارد، بلکه، همچنین، مطابق با اصل aaJura notiv curia حق دارد اتهامات را اصلاح کند.[۵۸]
در نگاه اول، به نظر میرسد اساسنامه دیوان از رویکرد کامن لا پیروی کردهاست زیرا شعبه تنها میتواند اتهامات را رد یا تأیید کند ماده ۱۶(۷) (الف، ب)) یا رسیدگی را به تأخیر اندازد و از دادستان بخواهد تا ماده ۱۶ (۷) (ج) را مدنظر قرار دهد، یعنی ادله بیشتری را جمع آوری کند (الف) یا به خاطر وجود شرایط قانونی مختلف اتهام را اصلاح کند (ب). از طرف دیگر، با توجه به اختیارات وسیع شعبه مقدماتی و بدوی، میتوان نتیجه گرفت که شعبه بری اصلاح اتهامات مادامیکه بهحق دفاعی مهتم لطمه ای وارد نشود، صلاحیت ذاتی دارد. یعنی، مادامیکه متهم فرصت کافی برای پاسخ دادن به اینگونه اصلاحات را داشته باشد. در واقع، شفاف نبودن اساسنامه دیوان در این موضوع به خاطر عدم توافق حقوق دانان کامن لا و حقوق نوشته در طول مذاکرات رم بوده است؛ در نتیجه، مسئله حلنشده باقی میماند.[۵۹]
در رابطه با مقررات مربوط به افشار ادله مسائل بیشتری مطرح میشود. در هر دو دیوان دادستان و لزوم تا اکثر ادله (متهم کننده) خود را برای متهم افشا کند، خواه راسا یا بنا به درخواست قاعده ۶ دیوان کیفری بینالمللی برای یوگسلاوی سابق؛ ماده ۱۶(۳) اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی، قواعد ۶۷(۲) و ۷۷ و ۱۲۱). راجع به ادله تبرئه کننده«تا آنجا که ممکن است دادستان باید آن ها را افشا کند (قاعده ۸۶ دیوان یوگسلاوی سابق؛ ماده ۷۶(۲) اساسنامه دیوان کیفر بینالمللی)، نماینده دادستان باید تأیید کند که در خصوص همه مسائل ذیربط تحقیق صورت گرفته است. افشا کردن باید به صورت موردی باشد؛ برای مثال، در رابطه با شهود تاریخ و محل تولد، جنس و محل اقامت (بدون آدرس) باید افشا شود؛ زیرا یک دفاع مناسب نه یک مواجهه کورکورانه در دادگاه مدنظر است.[۶۰]