اسپرینگیت در سال ۱۹۷۹ این مدل را روی ۵۰ شرکت امتحان کرد . که نرخ دقتی حدود ۸۸% برای دو سال قبل از ورشکستگی به دست آمد.
ساندسن در سال ۱۹۸۰ مدل اسپرینگیت را روی ۲۴ شرکت امتحان کرد و نرخ دقت ۳/۸۳ % را به دست آورد.
۲-۶-۱-۵-۵- مدل اوهلسون
اوهلسون از نسبتهای مالی و تجزیه و تحلیل لوجستیک برای ایجاد مدل خود استفاده کرد مدل اوهلسون از ۹ متغیر تشکیل شده است .
۹x 5/0-8x7/1-7x3/0+6x8/1-5x1/0+4x04/1-3x6+2x4/1-1x3/1- =Y
(شاخص سطح – GMP/ دارایی ها) log=1x
دارایی ها / بدهی ها = ۲x
دارایی ها / سرمایه در گردش = ۳x
دارایی جاری / بدهی جاری = ۴x
عدد ۱ اگر بدهیها بیشتر از دارائیها شده و گرنه عدد صفر = ۵x
کل دارائیها / درآمد خالص = ۶x
کل بدهی / وجوه حاصل از فعالیت = ۷x
عدد ۱ اگر درآمد خالص منفی برای دو سال گذشته باشد وگرنه عدد صفر = ۸x
میزان تغییر درآمد خالص = ۹x
مطابق نظر اوهلسون اگر y0 شود شرکت ها ورشکسته خواهند شد . او این مدل را روی یک نمونه ۱۰۵ شرکت ورشکسته و ۲۰۵ شرکت غیر ورشکسته امتحان کرد که نرخ دقتی حدود ۸۵% برای یک سال قبل از ورشکستگی به دست آمد .
۲-۶-۱-۵-۶- مدل تافلر
تافلر در سال ۱۹۸۳ در انگلستان تحقیقاتی در ارتباط با پیشبینی ورشکستگی انجام داد. وی اطلاعات ۴۶ شرکت ورشکسته در بین سال های ۱۹۷۶ – ۱۹۶۹ را جمع آوری کرد و با اطلاعات شرکتهای موفق مطابقت داد و مدلی برای پیشبینی ارائه نمود که به صورت زیر است:
R :نرخ بازده سرمایهگذاری ها
W :سرمایه در گردش
FR :ریسک مالی، نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام
L :نقدینگی
تافلر سهم هر یک از متغیرها در مدل را به ترتیب ۵۳، ۱۳، ۱۸، ۱۶ درصد ارزیابی کرد. پس از ارائه این مدل وی نمونهای از شرکتهای ریسکدار را انتخاب کرد و با بهره گرفتن از مدل فوق، آن ها را ارزیابی نمود. مدل، ۱۱۵ شرکت از ۸۲۵ شرکت صنعتی موجود در بانک اطلاعاتی را در حد خطرناک طبقهبندی کرد. در طی ۲ سال بعد ۳۵% از شرکت ها یا ورشکست شدند یا به لحاظ اقتصادی تقریباً با عدم توانایی در بازپرداخت بدهی ها روبرو شدند و بیش از ۲۷% از شرکتها هنوز هم در حد خطرناک باقی ماندند. واضح است که مدل بعضی قابلیت های پیشبینی را نشان میدهد. اما اینکه مدل فوق ارزشمند است یا خیر هنوز چندان روشن نیست زیرا علاوه بر اینکه ۴۴ شرکت از ۱۱۵ شرکت در حد خطرناک تا چهار سال بعد هنوز به فعالیت خود ادامه میدادند. یکی از شرکتها با وضعیت غیرخطرناک ورشکست شد. این مدل مشکلات عملی را برای مؤسسات اعتباری به وجود آورد. زیرا بین ۱۱ تا ۲۱ درصد از وضعیت مشتریان بالقوه آن ها را طی سال های ۱۹۸۰ – ۱۹۷۳ در حد خطرناک طبقهبندی کرده بود.( روپشتی ودیگران ،۱۳۸۵ :۵۱۹).
۲-۶-۱-۵-۷- مدل زمیجوسکی
زمیجوسکی از نسبت های مالی برای ایجاد مدل خود استفاده کرد که فقط بر اساس دیدگاه نظری انتخاب نشده بودند بلکه آن ها بر مبنای مطالعات پیشین زمیجوسکی روی نسبتهای مالی انتخاب شده بودند.
۳x004/0-2x7/5+1x5/4-3/4- =Z
کل دارایی / سود خالص = X1
کل دارایی / کل بدهی = X2
بدهی جاری / دارایی جاری = X3
مطابق این مدل اگر ۰/۵ > Z باشد ، شرکت ورشکسته خواهد شد. او این مدل را روی ۴۰ شرکت ورشکسته ۸۰۰ شرکت غیرورشکسته آزمون کرد که نرخ دقتی حدود ۷۸% برای یکسال قبل از ورشکستگی به دست آورد. در این تحقیق از این مدل برای تعیین وضعیت شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران استفاده میگردد.
۲-۶-۱-۵-۸- مدل فالمر
فولمر از تجزیه و تحلیل چند متغیره برای ارزیابی کاربرد ۴۰ نسبت مالی برای یک نمونه ۶۰تایی شامل ۳۰ شرکت ورشکسته و ۳۰ شرکت غیر ورشکسته استفاده کرد.
۹x 98/0-8x08/1-7x57/0+6x33/2-52×1/0+ ۴x2/1-3x07/0+2x21/0-1x5/5 =F
کل دارایی / سود تقسیمی = x1
کل دارایی / فروش =x2
دارایی خالص / سود قبل از مالیات = x3
کل بدهی / جریان نقد = x4
کل دارایی / کل بدهی = x5
کل دارایی / بدهی جاری = x6
لگاریتم کل دارایی های محسوس = x7
کل بدهی / سرمایه در گردش = x8
بهره / لگاریتم سود قبل از بهره و مالیات = x9
مطابق این مدل اگر F 0باشد شرکت ورشکسته خواهد شد .
تحقیقات این دانشگاه نشان میدهد که دقت این مدل ۹۸% برای یکسال قبل از ورشکستگی و ۸۱% برای بیش از یک سال قبل از ورشکستگی بوده است.
۲-۶-۱-۵-۹- مدل سی اسکوار
این مدل توسط عده ای از دانشمندان کانادایی ایجاد شد . آن ها این مدل را بر اساس تجزیه و تحلیل چند متغیره طراحی کردند. آن ها در تحقیق خود از ۳۰ نسبت مالی همراه با یک نمونه ۱۷۳ تایی از کارخانهها تجاری کوبس استفاده کردند.
۷۶/۲-۳x393/0+2x508/4+1x509/4 =CA-Score
کل دارایی / سرمایه صاحبان سهام = x1
کل دارایی / مخارج مالی + درآمد قبل از مالیات =x2
کل دارایی / فروش = x3
مطابق مدل اگر-۰٫۳ CA-Score باشد، شرکت ورشکسته خواهد شد.
۲-۶-۱-۵-۱۰- مدل گرایس
گرایس مجموعهای از مدل های پیشبینی ورشکستگی را برای ارزیابی حساسیت ساختار آن ها نسبت به ترکیبات متعدد نسبت های مالی، مورد مطالعه قرار داد. او مخصوصاً به مدل ها و ضرایب مورد استفاده که شامل ترکیبات متعدد نسبت های مالی بودند، توجه خاصی داشت.
مدل پیشبینی ورشکستگی که توسط گرایس ارائه گردید بر اساس مدل احتمالی شرط لوجیت میباشد.
در مدل های لوجیت، نسبت هایی مالی شرکتها در ضرایب مدل ضریب شده تا یک شاخص لوجیت (LCI) ایجاد شود.
مجموعه جواب های این فرمول در حدود صفر تا یک میباشد. احتمال میان برد دقت پیشبینی این فرمول عدد ۵/۰ میباشد. انتخاب میان برد، بر اساس نقطه بیتفاوتی بین خطاهای نوع اول و دوم میباشد. وزن های خطاهای نوع اول و دوم به خاطر این توسط گرایس مساوی در نظر گرفته شده بود که غیر قابل اجتناب بودن هر دو نوع خطا را پذیرفته است. بنابرین شرکتهایی که احتمال ورشکستگی بزرگتر از ۵/۰ دارند به عنوان ورشکسته و شرکتهایی که احتمال کوچکتر از ۵/۰ دارند به عنوان شرکتهای غیر ورشکسته طبقهبندی میشوند.
گرایس برای اندازهگیری دقت پیشبینی مدل خود نمونهای شامل شرکتهایی که در یک گروه ۵ ساله از سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۳ تقاضای ورشکستگی کردهاند و همچنین تعدادی شرکت فعال در همان دوره استفاده کرد. این حجم نمونه از ۲۴ شرکت ورشکسته و ۲۴ شرکت غیر ورشکسته تشکیل شده بود. در این آزمایش که از نسبت های درآمد خالص به کل دارایی و کل بدهی به کل دارایی استفاده میکرد، دقت پیشبینی حدود ۷۹% برای سال قبل از ورشکستگی و ۷% برای دو سال قبل از ورشکستگی به دست آمد.
اغلب مدل های پیشبینی ورشکستگی، نسبت هایی که نشان دهنده نسبت هایی نقد، عملکرد و اهرم مالی شرکتها است را برای ارزیابی خود به کار میبرند. مدل گرایس و تمام مدل های استفاده کننده از ترکیبات مناسب نسبت های، از نسبت هایی درآمد خالص به کل دارایی، سرمایه در گردش به کل دارایی، کل بدهی به کل دارایی و تفاوت درآمد خالص و جریان نقدی عملیاتی به کل دارایی به عنوان شاخص لوجیت استفاده میکند. (صفری، ۱۳۸۱)