۲-۷-۳-۴ هزینه های انتخاب نادرست
این هزینه ها به دلیل این واقعیت ایجاد میشوند که بازارگردانها در فراهم کردن نقدینگی ممکن است با افرادی معامله کنند که از تغییرات قیمت مورد انتظار در مورد اوراق بهادار مطلع باشند. به عنوان مثال این تصور وجود دارد که افراد خاص در مورد سهام برخی شرکتها دارای اطلاعات نهانی باشند. خبرهای پیشاپیش از سود، ادغامها، تحصیلها، تجدید سازمانها، تقسیم سهام شرکت فرعی بین سهامداران شرکت اصلی و تغییرات مدیریت از مثالهایی است که به ذهن میرسد. عدم تقارن اطلاعات در بازار، هزینه های انتخاب نادرست را افزایش و از این طریق تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش سهام را تحت تاثیر قرار میدهد (احمدپور و رسائیان، ۱۳۸۷، ۲۹).
۲-۷-۴ معیار نسبی نقدینگی مبتنی بر نقدینگی سهام فردی و نقدینگی بازار
یودین (۲۰۰۹، ۲۵) معیار جدیدی به نام معیار نسبی نقدینگی معرفی کرد. این معیار، نقدینگی سهام فردی را با متوسط نقدینگی بازار مرتبط می کند. در نتیجه این معیار می تواند ریسک نقدینگی را بهتر مشخص کند. دلیل اهمیت این معیار این است که ممکن است سهامی که در حجم کمی مورد معامله قرار می گیرند لزوماًً نقدنشونده در نظر نگرفته شود، اگر متوسط نقدینگی بازار در طول همان دوره پایین باشد.
یودین (۲۰۰۹، ۲۶) اعتقاد دارد که نقدینگی دیگر سهام، در ارزیابی نقدینگی سهام فردی نقش دارد. برای مثال، حجم گردش معملات سهم j در ماه t ممکن است پایین باشد، اما اگر متوسط گردش معاملات برای این ماه پایین باشد، پس به طور نسبی، سهام j نباید زیاد به صورت غیر نقدشونده در نظر گرفته شود. در واقع میتوان گفت، نقدینگی سهامی که به وسیله نقدینگی دیگر سهام اندازه گیری شده است ارزیابی بهتری از خودش نسبت به زمانی که منحصراًً بر اساس ویژگیهای خاص خود اندازه گیری می شود ارائه میدهد.
۲-۷-۵ منابع عدم نقدینگی
نقدینگی میتواند از هزینه های معاملاتی برونزا[۵۹]، اطلاعات محرمانه[۶۰]، ریسک نگهدار اوراق بهادار خریداری شده جهت فروش مجدد[۶۱]، و مشکلات تحقیق و جستجو[۶۲] ناشی شود (آمیهود و همکارانش، ۲۰۰۵،
۲۶). یکی از منابع نقدینگی هزینه معاملات برونزا همچون حق لازحمه دلالی[۶۳]، هزینه های فرایند سفارش[۶۴]، یا مالیات معاملات[۶۵] است. در هر زمانی که یک ورقه بهادار مورد معامله قرار میگیرد، خریداران و یا فروشندهگان متحمل هزینه معامله میشوند. از اینرو خریداران هزینه های آینده جهت فروش ورقه بهادار را پیش بینی میکنند و آن را در خرید خود تاثیر می دهند (آمیهود و همکارانش ۲۰۰۵، ۱). منبع دیگر عدم نقدینگی، فشار تقاضا و ریسک اوراقبهادار خریداری شده جهت فروش مجدد است. فشار تقاضا به دلیل اینکه همه عاملان[۶۶](کارگزاران) در همه زمان در بازار حضور ندارند، به وجود می آید. این به این معنی است که اگر یک عامل(کارگزار) نیازمند فروش سریع یک ورقه بهادار باشد، خریداران ممکن است فورا در دسترس نباشند. در نتیجه فروشنده ممکن است ورقه بهادار را به یک بازار ساز بفروشد. بازار ساز در حالی که دارایی را به قصد فروش مجدد است نگه میدارد، متحمل ریسک تغییرات قیمت می شود و این ریسک باید جبران شود. راه جبران ریسک این است که بازارساز هزینهای را به فروشنده تحمیل کند (آمیهود و دیگران ۲۰۰۵، ۱).
همچنین معامله اوراق بهادار ممکن است به دلیل اینکه معامله گران دیگر اطلاعات محرمانهای داشته باشند، هزینهبر باشد. برای مثال، خریدار سهام ممکن است نگران این باشد که فروشنده بالقوه اطلاعات محرمانهای داشته باشد که شرکت در آینده متحمل ضرر می شود، و فروشنده از این میترسد که خریداران ممکن است اطلاعات محرمانهای در مورد جهش شرکت داشته باشند. بنابرین معامله با یک فرد مطلع در نهایت به ضرر میانجامد. یکی دیگر از منابع نقدینگی مربوط به اصطکاک تحقیق و جستجو است. این اصطکاک مربوط به بازارهای خارج از بورس است که بازار مرکزی ندارند این جستجو برای معاملهگر هزینه های مالی و یا هزینه های فرصت دارد (آمیهود و همکارانش، ۲۰۰۵، ۲).
۲-۷-۶ انواع بازارها
تحقیقات صورت گرفته در مورد ناهمسانیهای مالی، از جمله نقدینگی در بازارهای مالی مختلف، ممکن است نتایج متفاوتی داشته باشد. و این به دلیل این است که ساختار این بازارها با هم متفاوت است در این جا ما دو نوع بازار را بر مبنای ساختار آنها معرفی میکنیم. این بازارها شامل بازارهای سفارش محور[۶۷] و بازارهای اعلام محور[۶۸] هستند.
۲-۷-۶-۱ بازار سفارش محور
بازارهای سفارش محور اساساً ساختار بازار متفاوتی دارند و رفتار پویا آنها متفاوت از بازارهای اعلام محور است. در بازارهای سفارش محور، هیچ بازار سازی وجود ندارد، و خرج آزاد است و عرضه کنندگان اوراق بهادار به دلیل این که موانع کم برای ورد، موقعیت مناسبی را برای همکاری فراهم می کند نقدینگی بیشتری جذب میکنند. چانگ و بروکمن[۶۹](۲۰۰۲) استدلال میکنند که چنین سیستم بازاری، برنامه زمان بندی عرضه و تقاضا نقدینگی که سازگار با تعادل تحت رقابت کامل است را به وجود میآورد(نرین و ژنگ ۲۰۱۰، ۵۱۱) .
در یک بازار سفارش محور، قیمت دارایی ها می تواند از دو منبع متأثر شود. منبع اول اصطکاکهای بازار[۷۰] است. اصطکاکهای مالی شامل هزینه های صریح(هزینه های کمیسیون و مالیاتها) و هزینه های ضمنی معاملات ( یعنی تفاضل قیمت پیشنهادی خرید و فروش، اثر قیمتی[۷۱]) است. منبع دومی که می تواند بر قیمتها اثر بگذارد این است که اگر سرمایهگذارن اجباری در به دست آوردن اطلاعات دقیق داشته باشند ممکن است در این راه متحمل هزینه هایی شوند که این موضوع بر قیمت نهایی اثر دارد (نرین و ژنگ، ۲۰۱۰، ۵۱۱).
۲-۷-۶-۲ بازارهای اعلام محور
در یک بازار اعلام محور خالص قیمتها به وسیله مضنههای دلالان تعیین می شود. از این رو به اصطلاح به این بازارها بازارهای اعلام محور میگویند. بازارهای اعلام محور جایگزین بسیار متفاوتی برای بازارهای سفارش محور خالص است که در آن به هیچ وجه بازارسازی وجود ندارد. بازارسازان[۷۲]، در زمانی که مشارکت کنندگان عمومی در بازار قصد فروش سهام را دارند، آن سهام را میخرند و زمانی که مشارکت کنندگان در بازار قصد خرید دارند، سهام را میفروشد. در هر لحظه، قیمت پیشنهادی بازارسازان پایینتر از قیمت درخواستی مشارکت کنندگان در بازار است و بازارساز سعی می کند از میان افرادی که قصد فروش دارند سهامی را که قیمت پایینتری دارد بخرد تا بتواند از این طریق سود ببرد. بازارسازان با خرید و فروش سهام در بازار سعی در تعادل بازار دارند و با خرید و فروش خود در بازار سهام، نقدینگی بازار سهام را فراهم میکنند (اسچوارتز و فرانشینی۲۰۰۴، ۷۲).